تبليغاتX
لحظه های کاغذی
نوشته های یک من


اینجا تنها سرزمینــــی است که
متـــضاد بـــاکره ، فـــاحشه است!!!
با تو که بخوابــــد فرشتــه ایست!
با دیــــگری که بخـــوابــد فـــاحــشه ای بیش نیست!!!

 

فاحشه ها را سنگسار میکنند غافل از آنکه شهر پر از فاحشه های مغزی ست
و کسی نمی داند که مغزهای هرزه ویرانگرترند تا تن های هرزه ...



+ نوشته شده در  ساعت 0:2  توسط لحظه های کاغذی | 
این روزها فکر میکنم
دارم مچاله می شوم
له می شوم ..
.
.
و
این روزها فکر میکنم
که خوابهایم
فقط خواب بود ! . . .



+ نوشته شده در  ساعت 18:18  توسط لحظه های کاغذی | 

من از سکوت و خلوت درونی خویش الهام تازه ای گرفتم..
دیگر کسی نیست که بر سر کودک درونم بزند و هر بار بی دلیل به سادگیش هار هار بخندد.
با بهانه ترکش کند.کفشهایش را بدزدد و پا برهنه در بن بست های ناشناخته رهایش کند.
باشد روزی که این کودک , جوان شود و انتقامش را از کسانی بگیرد که ترک را عادت دارند



 
بس که صدا نزدی اسمم را !...

"جانم"ی که برایت کنار گذاشته بودم...گندید!!





+ نوشته شده در  ساعت 0:0  توسط لحظه های کاغذی | 

نمیدانم سیگار میکشم یا حسرت نبودنت را .....

ریه هایم را پر از دود میکنم یا پر از آه رفتنت !!

نمیدانم تو را دود میکنم یا خاطراتت را !؟

اصلا چه فرقی میکند .؟

تو رفته ای و من, سیگار و حسرت و آه را با هم میکشم ....

 


آهنگ داریوش و فرامرز اصلانی به نام دیوار

دانلود


+ نوشته شده در  ساعت 15:26  توسط لحظه های کاغذی | 

از تــو کـه حـرف می زنــم ، تــمامِ فعــلهایم  مـــــــــــــاضی انـــــد ...

حتـــی  مـــــــاضیِ بــَعیــد ....

مـــــاضیِ خیــلی خیــــلی بـــــعیــد ....

کمی  نزدیـــکتر  بیـــــا ...

دلم  بـرایِ یک حــالِ ســاده  تنگ شــده است ....

                                      

  

 

فـرامـوش نمـی شـوی ،


جـای پـای تـو


مـانـده بـر تمـام مـن . . .


+ نوشته شده در  ساعت 13:42  توسط لحظه های کاغذی | 

  بنگر چگونه دست تکان می دهم
.
.
.

گویی مرا برای وداع آفریده اند.... 

                
 

آدمک آخر دنیاست بخند

آدمک مرگ همین‌جاست بخند

دست‌خطی که ترا عاشق کرد

شوخی کاغذىِ ماست بخند

***
آدمک خر نشوی گریه کنی

کلِ دنیا سراب است بخند

آن خدایی که بزرگش خواندی

به‌خدا مثل تو تنهاست بخند

 


+ نوشته شده در  ساعت 11:59  توسط لحظه های کاغذی | 


زندگی ساعت دیواری نیست !

که اگر هم خوابید

بتوانی آن را به همین کوتاهی تنظیم کنی

کوک کنی

برسانی خود را به زمان دگران ....

هیچ کس منتظر مهلت خمیازه ما نیست گلم !

هیچ کس منتظر خواب تو نیست که به پایان برسد !

لحظه ها می آیند سالها می گذرند

و تو در قرن خودت می خوابی !


+ نوشته شده در  ساعت 19:40  توسط لحظه های کاغذی | 
 

مويرگهاي شعرم منقبض شده اند
لخته اي فکرهايم را بسته است
مصراع هايم گوش به زنگ نفسهايت نشسته اند
.
.
اين بيماري يک راه بيشتر ندارد ..!؟!.

 دنیای آروم ( دانلود کنید )

 

+ نوشته شده در  ساعت 1:43  توسط لحظه های کاغذی | 
 

مردهای امروزی با چشمهایی طمعکار به زنها نگاه میکنند
 زن دیروز همسری شاد بود و زن امروز معشوقه ای بینوا..

 اعتمادی که همه عمر پشیمانم از آن /  اعتمادی است که بر مردم دنیا کردم 
پیش از این مردم دنیا دلشان درد نداشت / خودمانیم زمین این همه نامرد نداشت
 

+ نوشته شده در  ساعت 9:20  توسط لحظه های کاغذی | 
 

دير زمانيست
که ديگر
خوابی نديده ام
به گمانم؛کسی رؤياهای ناتمامم رادزديده است ..

 

 

+ نوشته شده در  ساعت 12:27  توسط لحظه های کاغذی | 
 

آهای غریبه ی آشنا دل تو هم مثل دل ما تنگ است ؟؟؟
اصلا دل تو هم اندازه ی دل ما تنگ میشود ؟
به خدا نمی دانی چه میکنی..
اینها را با صدای بلند بخوان ..فکر کن یکی دارد سرت داد میزند .. فریاد میکشد ..
فکر کن یک روز جای ما بودی .
فکر کن ..فکر کن ..

 باران باش ...باران باش و ببار .... و  نپرس پیاله ها ازان کیست ...!!!
                                 

                              ****        ****         *****

 و... بیاد داشته باشید چیزی را درو خواهید کرد که پیش از این کاشته اید !!

      


+ نوشته شده در  ساعت 10:27  توسط لحظه های کاغذی | 
 

سپیده که سر بزند
در این بیشه‌زار خزان زده شاید گلی بروید
شبیه آنچه در بهار بوئیدیم .
پس به نام زندگی
.
.
هرگز نگو هرگز ....

+ نوشته شده در  ساعت 20:30  توسط لحظه های کاغذی | 

 

پسرك خيال ميكرد سرطان دارد ..

شبها از درد به خود ميپيچيد .. مچاله ميشد ..

اما نمي دانست وجدان هم ، بعضي موقع ها سرطاني ميشود .!

 

 

+ نوشته شده در  ساعت 19:2  توسط لحظه های کاغذی | 
 

 

 خاطرمان باشد ....
شاید سالها بعد در گذر جاده ها بی تفاوت از کنار هم بگذریم و بگوییم آن غریبه چقدر شبیه خاطراتم بود .!

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت 16:12  توسط لحظه های کاغذی | 
 


هرگز کسی این گونه فجیع به کشتن خود برنخاست
که من به زندگی نشستم!

تقدیم به نگار و مهیار عزیزم 

سراب رد پای تو ( دانلود کنید)

 



 

+ نوشته شده در  ساعت 11:55  توسط لحظه های کاغذی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ

من اینجا ریشه در خاکم
من اینجا عاشق این خاک اگر آلوده یا پاکم
من اینجا تا نفس باقیست می مانم
من از اینجا چه می خواهم،نمی دانم
امید روشنائی گر چه در این تیره گیهانیست
من اینجا باز در این دشت خشک تشنه می رانم
من اینجا روزی آخر از دل این خاک با دست تهی
گل بر می افشانم
من اینجا روزی آخر از ستیغ کوه چون خورشید
سرود فتح می خوانم
و می دانم
تو روزی باز خواهی گشت....

پیوندهای روزانه
نوشته های من در خانه ی شما 1
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
دی 1390
آذر 1390
مهر 1390
مرداد 1390
تیر 1390
اردیبهشت 1390
فروردین 1390
دی 1389
آذر 1389
آبان 1389
مهر 1389
مرداد 1389
تیر 1389
اردیبهشت 1389
فروردین 1389
اسفند 1388
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
تیر 1388
آذر 1387
شهریور 1387
تیر 1387
خرداد 1387
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آرشيو
پیوندها
سینمای هند BOLLYWOOD
لحظه هاي كاغذي
رضا صادقی
گندمین
رها
پیر عشق
لحظه
عاشقانه
سینا
مهدی
هیچکس
همزیستی
همیشه بهار
مریم طعم باد
ع نگاه عشق
رز صحرایی
هبوط من
دیوار
تلویزیون IPN
منو گذشته من
غریبه ی غریب
سرزمین دل
منم و یه دنیا تنها
بلاگ نویسان برتر
ترانه های آبی شب کویر
نوشته های من در خانه ی شما
نوشته های من در خانه ی شما
نوشته های من در خانه ی شما
نوشته های من در خانه ی شما
یغما گلرویی (فیلمنامه, شعر , ترانه , ترجمه ,..)
بالیوود برای ایرانی ها (برای عاشقان سینمای هند )
بهترین فیلم های هالیوود و بالیوود را از اینجا بخرید ...
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM