![]() |
![]() |
|
| نوشته های یک من |
|
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 0:2 توسط لحظه های کاغذی |
|
|
این روزها فکر میکنم دارم مچاله می شوم له می شوم .. . . و این روزها فکر میکنم که خوابهایم فقط خواب بود ! . . .
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 18:18 توسط لحظه های کاغذی |
|
|
.
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 0:0 توسط لحظه های کاغذی |
|
|
نمیدانم سیگار میکشم یا حسرت نبودنت را ..... ریه هایم را پر از دود میکنم یا پر از آه رفتنت !! نمیدانم تو را دود میکنم یا خاطراتت را !؟ اصلا چه فرقی میکند .؟ تو رفته ای و من, سیگار و حسرت و آه را با هم میکشم ....
آهنگ داریوش و فرامرز اصلانی به نام دیوار
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 15:26 توسط لحظه های کاغذی |
|
|
از تــو کـه حـرف می زنــم ، تــمامِ فعــلهایم مـــــــــــــاضی انـــــد ... حتـــی مـــــــاضیِ بــَعیــد .... مـــــاضیِ خیــلی خیــــلی بـــــعیــد .... کمی نزدیـــکتر بیـــــا ... دلم بـرایِ یک حــالِ ســاده تنگ شــده است ....
فـرامـوش نمـی شـوی ،
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 13:42 توسط لحظه های کاغذی |
|
|
بنگر چگونه دست تکان می دهم آدمک آخر دنیاست بخند آدمک مرگ همینجاست بخند دستخطی که ترا عاشق کرد شوخی کاغذىِ ماست بخند *** کلِ دنیا سراب است بخند آن خدایی که بزرگش خواندی بهخدا مثل تو تنهاست بخند
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 11:59 توسط لحظه های کاغذی |
|
|
زندگی ساعت دیواری نیست !
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 19:40 توسط لحظه های کاغذی |
|
|
مويرگهاي شعرم منقبض شده اند
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 1:43 توسط لحظه های کاغذی |
|
|
مردهای امروزی با چشمهایی طمعکار به زنها نگاه میکنند اعتمادی که همه عمر پشیمانم از آن / اعتمادی است که بر مردم دنیا کردم |
|
+ نوشته شده در
ساعت 9:20 توسط لحظه های کاغذی |
|
|
دير زمانيست
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 12:27 توسط لحظه های کاغذی |
|
|
آهای غریبه ی آشنا دل تو هم مثل دل ما تنگ است ؟؟؟ باران باش ...باران باش و ببار .... و نپرس پیاله ها ازان کیست ...!!! **** **** ***** و... بیاد داشته باشید چیزی را درو خواهید کرد که پیش از این کاشته اید !!
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 10:27 توسط لحظه های کاغذی |
|
|
سپیده که سر بزند |
|
+ نوشته شده در
ساعت 20:30 توسط لحظه های کاغذی |
|
|
پسرك خيال ميكرد سرطان دارد .. شبها از درد به خود ميپيچيد .. مچاله ميشد .. اما نمي دانست وجدان هم ، بعضي موقع ها سرطاني ميشود .!
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 19:2 توسط لحظه های کاغذی |
|
|
خاطرمان باشد ....
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 16:12 توسط لحظه های کاغذی |
|
|
تقدیم به نگار و مهیار عزیزم سراب رد پای تو ( دانلود کنید)
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 11:55 توسط لحظه های کاغذی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
من اینجا ریشه در خاکم من اینجا عاشق این خاک اگر آلوده یا پاکم من اینجا تا نفس باقیست می مانم من از اینجا چه می خواهم،نمی دانم امید روشنائی گر چه در این تیره گیهانیست من اینجا باز در این دشت خشک تشنه می رانم من اینجا روزی آخر از دل این خاک با دست تهی گل بر می افشانم من اینجا روزی آخر از ستیغ کوه چون خورشید سرود فتح می خوانم و می دانم تو روزی باز خواهی گشت.... |
| پیوندهای روزانه |
|
نوشته های من در خانه ی شما 1 آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|