![]() |
![]() |
|
| نوشته های یک من |
|
هی .. چرا نشستی .. نکنه خسته شدی ؟ بذار کمکت کنم .. دستتو بده به من پاشو .. بقیه راه رو با هم میریم .. دیگه نه من عقب میمونم نه تو جلو میزنی .با هم میریم .. شونه به شونه ی هم .. قول میدم اینجوری نه تو خسته میشی نه من .. !! اونها نگاه کن .. فقط یکم دیگه مونده واسه رسیدن به آرزوهامون ... !
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط لحظه های کاغذی |
|
|
عشق يك كشيش به دختر بچه . بزرگ شدن دخترك در كنار كشيش عاشق .. جان گرفتن عشق كشيش در دل دخترك .. واين كه كشيش ها هيچ وقت نمي توانند ازدواج كنند ... بعضي وقتا براي پيدا كردن يه چيز مهم آدم بايد قيد خيلي چيزا رو بزنه ... چون بهاي بدست آوردن بعضي چيزا سنگينه ..( بهاي چيزهاي بزرگ سنگينه .. بهاش رنجه !! ) بهتون پیشنهاد میکنم فیلم پرنده ی خار زار رو حتما ببینید
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط لحظه های کاغذی |
|
|
هميشه تلخ ترين و رنج آورترين لحظه های زندگي آدم توسط همون كسي ساخته ميشه كه شيرين ترين و به يادموندني ترين لحظات رو براي آدم ساخته ....
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط لحظه های کاغذی |
|
|
فردا صبح ..مردم كفشهاشونو دستشون ميكنن و دسكشاشونو پاشون فردا صبح .. گاوها براي خريد گوشت تازه آدم به قصابي هاسرك ميكشن . طوطي ها به آدم حرف زدن ياد ميدن. فردا صبح .. نردبام ها از آدم بالا ميرن . بچه ها پدر مادرشون رو تربيت ميكنن.. شاگردها معلمها رو جريمه ميكنن . روزنامه ها آدمها رو مطالعه ميكنن. و من .... آفتاب را خواهم ديد. فردا صبح!! (( وقتي بالاي چوبه ي دار داشت شلوارش رو خيس ميكرد و صورتش سياه ميشد . اين كاغذ از دستش افتاد ))
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط لحظه های کاغذی |
|
|
کمی تغيير کرده ام برای شناختنم .. عکسم را مچاله کن !
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط لحظه های کاغذی |
|
|
هرگز از باران نترسيدم
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط لحظه های کاغذی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
و ... من هرگز آخرین صدای پایت را فراموش نمی کنم ....!
|
| پیوندهای روزانه |
|
نوشته های من در خانه ی شما 1 آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|