![]() |
![]() |
|
| نوشته های یک من |
|
صدای قدم هایت را میشنوم / صدای در را آرزو میکنم / و سکوت ... صدای در را می شنوم / تو را آرزو می کنم / و .... صدایت را می شنوم / دستت را آرزو میکنم / قلبم نمی زند همه جا به طرز عجیبی سرد میشود / |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط لحظه های کاغذی |
|
|
امشب بازم خوابم نبرد .. بالاخره کتابی رو که ۲ روز پیش گرفتم تا بخونم تموم کردم ..ساقی نزديك بيا |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط لحظه های کاغذی |
|
|
غرق كدام رويا ميشوي امشب تا به خواب فرو روي ؟تنت را به وزش كدام باد ميسپاري تا تو را با خود به نا كجا ببرد ؟پيكرت امشب به چه رنگي در مي آيد تا با شب و ستاره در هم آميزي ؟به ميهماني كدام تبسم، به سوگواره كدام اندوه ميبري اين روح سركش و بيقرارت را ؟ كدام صداي بي صدايي ضرباهنگ حضورت ميشود در اين برهوت تاريك ؟ پاسخم ده ! من اينجا نشسته ام ، مگر نميبيني ؟ .. امشب را چگونه صبح ميكني ؟ با اين سرگشتگي و حيراني چه ميكني ؟ميخواهي بنالي يا بخروشي ؟ ميخواهي خاموش بماني و لب از لب نگشايي ؟حالا ميخواهي با ديدگان باز خيره شوي و بهت زده نگاهش كني ؟ ميخواهي از غايت درد و تنهايي سر فرود آوري ،چشم فرو بندي و دم بر نياوري ؟ امشب ميخواهي چه كني ؟ امشب هم مي خواهي خوابگرد كابوسهاي بي انتها باشي ؟ امشب هم ميخواهي شبگرد كوچه هاي بي عابر سياهي باشي ؟ اوايي ، نوايي ، سخني ، كلامي ، حرفي ،آخر بگو يكي از اين همه بغض فرو خورده ماسيده در گل را چه ميكني ؟ امشب را چگونه صبح ميكني ؟ امشب ميخواهي چه كني ؟ گنگ و كور و كر شده اي ، اگر نه پاسخي ميدادي ، اشاره اي ميكردي . مرا ميديدي ، من هنوز اينجا نشسته ام . سر راه .هميشه .هنوز !. من از تو دمي قرار نتوانم كرد ...
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط لحظه های کاغذی |
|
|
پسرک غرق در بوسه بود دخترک نگاهش کرد غرق در بوسه شد ..
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط لحظه های کاغذی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
و ... من هرگز آخرین صدای پایت را فراموش نمی کنم ....!
|
| پیوندهای روزانه |
|
نوشته های من در خانه ی شما 1 آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|