![]() |
![]() |
|
| نوشته های یک من |
|
روزی که رفتی و قرار شد تا زمانش نشده هم را نبینیم عجب حالی داشتم گفتی بعد از این نمی گویم دوستت دارم بغض گلویم را گرفته بود .. می دانستم برای چه آن حرف را زدی .. تو هم خسته شدی بودی از این همه دوری .. از این همه دوست داشتنهایی که حقش را نداشتیم تو رفتی و بعد از مدتها پرده ی اشک چشمانم را نمناک کرد تو رفتی و دلم مالامال از کینه ای شده بود که بغضم را روز به روز سنگ تر میکرد تو رفتی و من ماندم --------- من ماندم و .. ---------
می گویند: دوست داشته باشید , ولی عاشق نشوید .. عاشق شدید , عاشقی نکنید .. !! حرفهایتان بوی تعفن میدهد .. حالم از چنین شمایانی بهم میخورد . |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط لحظه های کاغذی |
|
|
از این نزدیکتر ؟؟ یا نمی شود یا نمیگذارند .. عجب روزگاری را میگذرانیم . چه میخواهند از جانمان .. ؟ گذراندن این لحظه ها هم حکمتی دارد لابد ! آنقدر صبرم زیاد شده که خودم هم شک کرده ام به این همه مدارا ! این آرامشی که این همه بر سر زبانها افتاده کجاست ؟ کاش برای 5 دقیقه میشد حسش کنیم ! تا حالا قایم موشک بازی کردی ؟؟ خیلی هم که زرنگ باشی بالاخره بار صدم دستت رو میشود .. آن هم برای چیزی که حقش را داری خنده ام گرفته ... اصلا مگر میشود کسی مدعی حقی باشد ؟ *چه حرفها !! خدا به دور !!! جوان هم جوانهای قدیم * همه ی چیزها به چشمم گزافه ای بیش نیستند .. مردشور تمام قانونهایی را ببرند که برای سلب حق از دیگران وضع کرده اید لعنت بر من اگر حقم را از شمایان نگیرم .. به بیابان می تازم از ابری به ابری سنگ را می سایم از عالمی به عالمی براندامِ خار تازیانه می زنم از هجرانی به وصالی از لبخندی به بوسه ای دیوانه تر از همه ی دیوانگان من می وزم ..
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط لحظه های کاغذی |
|
|
الووو ... صدام میاد ؟ - آره میشنوم میدونی الان دلم چی میخواد - چی ؟ یه پس گردنی .. اونم از اون آبداراش .. مثل همون موقع ها ! یادته ؟ - هوم .. یادمه .. دوست میدارم . فکر کنم تو تنها مردی هستی که هر بار که پس گردنی میخوره ریسه میره از خنده ! --------- * دلم برات تنگ شده* ------------ - تو رو خدا بغض نکن ! دلم میگیره اون موقع ها فکر میکردی که یه روزی هم میاد که دیگه نمی تونیم همو ببینیم ؟ - زجرم نده ! میخوای دیونم کنی ؟ باشه .. دیگه هیچی نمیگم .... - من اینجا شب و روز دارم با تو زندگی میکنم ! یه روز برمیگردم .. دو تایی با هم .. - الو ... - الووو .................. - بازم قطع کردی ..؟!! باور نمی کنی .. میدونم .. هر بار که حرف از برگشتن میزنم قطع میکنی .. منم هر بار باید این حرفا رو تویه یه گوشی بزنم که اونورش هیچکس نیست . - دوست دارم تو رو خدا منتظرم بمون ! افق، هميشه خطی نيست که حاشيه می دهد به دور دست.
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط لحظه های کاغذی |
|
|
چگونه مي توان از تو عبور كرد دوست داشتن ات آشوب روياي ديگري است ميان نبودن و بودن خانه ات آباد ...
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط لحظه های کاغذی |
|
|
از جلو چشام گمشو |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط لحظه های کاغذی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
و ... من هرگز آخرین صدای پایت را فراموش نمی کنم ....!
|
| پیوندهای روزانه |
|
نوشته های من در خانه ی شما 1 آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|