![]() |
![]() |
|
| نوشته های یک من |
|
مرا به کمایی طولانی گرفته تخت تصادفی معلول بود ..و مرگی ناقص الخلقه را به عیادتم آورد شبیه کسی که به تخت تن داده است به تفریح می رود فکرم اشتهایش به سرم ها بیشتر از مرگ است حقی از انتخاب برایم منظور شده است؟ کدام بیهوشی غلیظ تر است؟ هیچ برشی تا فراموشی نمی رود این جراحی باز بسته نمی شود؟
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط لحظه های کاغذی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
و ... من هرگز آخرین صدای پایت را فراموش نمی کنم ....!
|
| پیوندهای روزانه |
|
نوشته های من در خانه ی شما 1 آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|